بیانیه سازمان دانش آموختگان ایران در محکومیت حمله به سفارت انگلیس

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) با صدور بیانیه ای اشغال سفارت انگلیس و گروگانگیری دیپلمات های خارجی توسط نیروهای بسیج را محکوم کرد.

به گزارش ادوار نیوز، در این بیانیه آمده است: اگر در مورد اشغال سفارت آمریکا در سال های اول بعد از انقلاب می شد به حاکم بودن شرایط انقلابی و قابل پیش بینی نبودن اقدامات انقلابیون پبروز و آرمانخواه برای توجیه زیرپا گذاشتن قوانین و مقررات بین المللی و یورش به خاک کشوری دیگر تمسک جست، آیا اقدام نابخردانه و عاری از عقلانیت و آگاهی اخیر را با هیچ ادله ای می توان توجیه کرد؟

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

در شرایطی که جامعه بین الملل هر روز بیش از قبل خود را متحد و متعهد به اعمال فشارهای بیشتر اقتصادی، سیاسی و حتی نظامی در برابر نظام جمهوری اسلامی می بیند و کشور نیز بر اثر سیاست های غلط و غرض ورزانه عده ای که منافع گروهی و شخصی را به جای منافع ملی نشانده اند، به سمت انزوای کامل پیش می رود، اشغال سفارت انگلیس و گروگانگیری دیپلمات های خارجی توسط جمعی از بسیجیان همیشه حاضر در صحنه بار دیگر به جامعه جهانی ثابت نمود که با گذشت بیش از سی سال از انقلاب 57، جمهوری اسلامی همچنان حاضر نیست که تن به رعایت تعهدات بین المللی خود دهد.

اگر در مورد اشغال سفارت آمریکا در سال های اول بعد از انقلاب می شد به حاکم بودن شرایط انقلابی و قابل پیش بینی نبودن اقدامات انقلابیون پبروز و آرمانخواه برای توجیه زیرپا گذاشتن قوانین و مقررات بین المللی و یورش به خاک کشوری دیگر تمسک جست، آیا اقدام نابخردانه و عاری از عقلانیت و آگاهی اخیر را با هیچ ادله ای می توان توجیه کرد؟

نکته ی جالب این تراژدی کمیک اینکه نیروی انتظامی و امنیتی که به اقتدار خود در دوسال گذشته می بالند و خود را مفتخر می دانند که با ایجاد رعب و وحشت مانع از هرگونه اعتراض مسالمت آمیز منتقدان حکومت گردیده اند در این یورش شرم آور و غلیان احساسات سرافکندانه که هزینه های بس گزاف می تواند برای امنیت و منافع ملی داشته باشد مترسک وار و بی اختیار به نظاره گری خنثی تبدیل می شوند.

بر اساس مقررات کنوانسیون وین (اصل 22 کنوانسیون وین 1961) کلیه مامورین هیات دیپلماتیک،اسناد و مدارک آنان مصون از تعرض بوده و دولت میزبان،این مصونیت ها را ضمانت می نماید. همچنین سفارت یک کشور طبق معاهدات و قراردادهای بین المللی جزئی از خاک آن کشور محسوب میشود و اشغال یک سفارتخانه به منزله ی اشغال خاک آن کشور خواهد بود.

ملت ما هنوز خاطره ی تلخ اقدامات احساسی و غیرقانونی پیشین اشغال سفارت آمریکا را فراموش نکرده اند و با گذشت سی سال از آن رویداد تاسف بار هنوز کشور و مردم با پیامدهای آن درگیرند. بی شک اینگونه اقدامات تبعات ناگواری برای کشور ببار خواهد آورد و تصویری زشت از کشور و مردم به جهانیان نشان خواهد داد.

‫سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) ضمن محکوم کردن حمله به سفارت انگلیس وگروگان گیری دیپلمات ها انگلیسی، خاطر نشان می کند که نتایج این ماجوراجویی ها و اقدامات محافل وابسته به قدرت جز متوجه حاکمیت نخواهد شد و خواستار برخورد قانونی با عاملان این واقعه و تعهد حاکمیت به رعایت قوانین و مقررات بین المللی می باشد‬.

سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت)

نه آذرماه هزار سیصد و نود

دانشجو کبک آگاه است

جنگ با اسرائيل از کيسه ملت ايران

علی افشاری


بحث هایی که در روز های اخیر پیرامون نزاع بین مخالفت فعال و منفعل با جنگ در گرفت، اتفاق میمونی برای جامعه ایران بود. قرار گرفتن این دو دیدگاه در کنار هم ضمن آنکه تقابلی با یکدیگر نداشت ، جنب و جوشی را در فضای سیاسی خارج از کشور براه انداخت و فضای جدیدی را پیرامون معنای درست و بروز استقلال، راهبرد موثر برای توقف جنگ ، مرز ها و معیار حمایت خارجی مشروع و دخالت بشر دوستانه خلق کرد. قطعا برایند دیدگاه های مختلف که با رعایت آداب و اصول بحث به نظریه پردازی مشغول هستند، بروندادی مثبت برای انتخاب مردم و افکار عمومی فراهم خواهد آورد.

جلوگیری از جنگ و تحریم های مضر به حال ملت و تبعات ویرانگرش محتاج همفکری و تضارب آراء همه نیرو های دلسوز میهن است. در این میان باید فضای امن و بدور از فضای انگ زنی و اتهام زنی برای طرح دیدگاه های مختلف فراهم آید تا از دل گفتگو و برخورد آراء، راهکار مناسب خلق گردد. در این میدان نزاع چپ و راست و تفاوت های ایدئولوژیک موضوعیت ندارد. وجه تمایز موافقت یا مخالفت با جنگ نیست بلکه تاکید بر این نکته است که رسالت اصلی نیرو های اپوزیسیون تلاش برای متوقف کردن ماجراجویی هسته ای حکومت است . این مهم نیازمند توافق جریانات مختلف سیاسی و عقیدتی در بین نیرو های دموکراسی خواه در خصوص توقف موقت غنی سازی اورانیوم برای خاموش کردن منشاء اصلی جنگ احتمالی ، تحریم های کمر شکن و گرفتن بهانه از جریانات جنگ افروز خارجی است . در اصل باید از تداوم غنی سازی اورانیوم و سرپیچی از قطعنامه های سازمان ملل بیشتر هراسید .

اما معدودی از افراد با عبور از مرز های اخلاقی و اتهام زنی بلا استناد فضای منفی را پدید آوردند که هشداری جدی برای جامعه سیاسی ایران است. رفتار های غیرطبیعی آنان ارتباطی با اکثریت غالب امضا کنندگان نامه معروف به 122 نفر ندارد. اقدامات آنها را باید خارج از نامه معروف به 122 نفر ارزیابی کرد. این افراد عمدا تلاش می کنند تا به غلط واقعیت مناقشه را به دعوای مدافعان جنگ و مخالفان آن تحریف نمایند. البته این موضع گیری ها نیز از جهاتی مثبت است که استارت یک پروژه سیاسی تخریب گرا را جلو انداخت تا فضا شفاف تر شده و با روشن شدن ماهیت این جریان ریسک انتخاب های بعدی مردم کمتر گردد.

این گروه در فاز نخست به بزرگنمایی خطر بی اساس لیبیایی شدن ایران پرداخت . نگارنده در خصوص حوادث لیبی و تطبیق آن با دخالت بشر دوستانه از منظر تئوریک مطلبی نوشت. محل نزاع در این مقاله حوادث لیبی و چگونگی برخورد با رژیم خون آشام قذافی بود. در واقع کوشش شد تا نتیجه گیری ها و محتوی گفتمانی آنها در تحریف وقایع لیبی نقد گردد و هیچ ارتباطی با ایران نداشت. در یادداشت دیگر توضیح داده شد که اساسا لیبیایی شدن ایران یک تصور کاذب است که نه جای پایی در زمین واقعیت دارد و نه مطلوب ایران است. به عبارت دیگر بحث پیرامون لیبیایی شدن ایران بی فایده و بی مورد است. ایران در چنین موقعیتی نیست و نیاز به دخالت بشر دوستانه در شرایط کنونی ندارد. مساله اصلی و اولویت ایران خیزش مجدد جنبش دموکراسی خواهی با اتکاء به قدرت مردم و رهبری موثر است. اما گروه فوق همزمانی تهدید های اسرائیل و انتشار گزارش آژانس اتمی را بهانه قرار داد تا حمله احتمالی اسرائیل را به دخالت بشر دوستانه و تکرار تجربه لیبی در ایران ارتباط دهد! اما سیر حوادث بسمتی رفت که نگارنده پیشبینی کرده بود و جنگی در نگرفت. بر خلاف نظر آنانی که در دمیدن بر تنور هراس افکنی از جنگ فعال بوده و هستند ، این امکان در کوتاه مدت شانس وقوع ندارد و تهدید های نظامی بمثابه پشتوانه ای برای گسترش تحریم ها بکار گرفته شده ومی شود.

خلط بحث بین دخالت بشر دوستانه و تهدید های نظامی اسرائیل ، محور دیگر فعالیت وحشت پراکنی از جنگ بود. دخالت بشر دوستانه یک تئوری است که بر مبنای آن ” اصل محافظت” در قوانین بین المللی تعریف شده است. این مضمون اشکال مختلفی را در بر می گیرد و فراتر از تجارب عملی آن ، موجودیت نظری و مفهومی دارد. حمله احتمالی اسرائیل در قالب دفاع پیشگیرانه توجیه می شود و ارتباط حقوقی ،منطقی و عینی بین آن و دخالت بشر دوستانه برقرار نیست. اختلاط عامدانه این دو مبحث بخشی از تلاش برای غبار آلود کردن فضا بود.

اما این قیاس های نابجا ادامه یافت . فردی در گروه فوق در آخرین گام فعالیت های تخریبی با اتکا به پرخاشگری در فرم و اغتشاش مفهومی ، مخالفان فعال با جنگ را در ادامه انتساب به خیانت و همسویی با اسرائیل ، ستون پنجم جنگ طلبان خارجی نامید! در این ادعا با انتساب مطالب خلاف واقع و افترا ، “دخالت بشر دوستانه” ، کلید رمز جنگ طلبی معرفی می شود. هر کس که اسرائیل و امریکا را عامل اصلی بحران هسته ای نداند ، جنگ طلب است! ماجراجویی هسته ای جمهوری اسلامی نباید با مخالفت جامعه جهانی مواجه شود. کسانی که بیانیه معروف به مخالفت فعال با حنگ را امضا کردند ،دورو و نا صادق هستند . مخالفت آنها با جنگ واقعی نیست و سرانجام خیل زیادی از کسانی که در مبارزه با استبداد فعال بوده و هزینه پرداخته اند به ایفای ستون پنجمی دشمن ، جاسوسی و خیانت به میهن متهم می گردند. جالب اینجا است این اتهامات از سوی کسی زده می شود که فاقد هرگونه سابقه مبارزه سیاسی در خور در داخل و خارج از خاک ایران تا پیش از سال 1388 است . منزلت یافتن وچهره شدن وی در فضای آکادمیک آمریکا با توسل به حربه اسرائل ستیزی و غرب ستیزی بوده است. موضع گیری های سیاسی او تا قبل از انتخابات جنجالی دهم بیشتر مصاحبه با خبرگزاری های حکومتی متعلق به اصول گرایان است که علیه دولت آمریکا و غرب در بحران هسته ای موضع گرفته است . یک ماه قبل از انتخابات نیز در مصاحبه با کارگردان فیلم انتخاباتی احمدی نژاد از شیفتگی اش به آیت الله خمینی می گوید. با اوج گیری جنبش سبز وی نیز فعالانه وارد صحنه شده و می کوشد تا در خیابان های نیویورک به جنبش سبز یاری برساند و مطالبی نیز می نویسد. در ابتدای امر به نظر می رسد وی تغییر موضع داده است اما اگر در سوابق وی دقیق بشویم می بینیم چرخش های فاحش او محدود به این اتفاق نبوده است . تا پیش از جنبش سبز ،روشنفکران و نو گرایان دینی به سختی مورد هتاکی های او قرار گرفته بودند ،اما وی کوشید بعد از انتخابات خود را به آنها نزدیک سازد و انتقادات خود را فرو خورد. آینده نشان خواهد داد که موضع مخالفت وی با جنگ طلبی نیز مشمول این چرخش های سریع و غیر عادی می شود یا خیر؟

تطبیق سوابق وی با موضع گیری جدیدش این شائبه را به صورت جدی مطرح می سازد که چرایی اظهارات بی اساس وی ریشه در هویت طلبی دارد وبا حقیقت طلبی بیگانه است . اسرائیل ستیزی و گرم نگاه داشتن فضای خصومت بر علیه آنچه وی امپریالیسم نو می نامد ، اقتضای حرفه او است. وی شیفته وجود تنش و درگیری و خشونت طلبی بر علیه نماد های قدرت دنیا است تا ابهت استکبار جهانی فرو بریزد . حال باکی نیست نیرویی که در برابر آن قرار بگیرد اسامه بن لادن القاعده باشد یا صدام حسین باشد یا قذافی ، خامنه ای و احمدی نژاد. خط مقدم جنگ مقدس او آمریکا و اسرائیل هستند. به زعم وی وحشیگیری در ذات و بن استخوان اسرائیل است و به فرهنگ مردم آن بدل شده است. پسامد این دیدگاه با آرزوی آیت الله خمینی در نابودی اسرائیل هم آوایی دارد. صاحب منصبان ارشد کنونی جمهوری اسلامی سیاست مخرب “انهدام اسرائیل ” را جلو می برند. بی نیاز از توضیح است که این سیاست چگونه بستر مظلوم نمایی برای اقدامات دولت های ستیزه جوی اسرائیلی فراهم کرده است و طیف های افراطی اسرائیل از آن برای تثبیت و تداوم خود بهره جسته اند.

برای وی فرو ریختن امپراطوری جهانی شده و بر هم زدن مدرنیته استعماری در اولویت است . لذا باید از آتش افروزان در دنیا و هر نیرویی که نظم جهانی بمثابه دستکش مخملین امپرالیسم نو را بر هم می زند حمایت کرد. این نگرش بدون آنکه جایگزینی برای نظم کنونی دنیا ارائه دهد ،ستیز با آن را مشروعیت می بخشد . در باور وی دموکراسی و سرنوشت مردم ایران فی نفسه مهم نیست بلکه مشروط می شود به دشمنی و کار های ایذایی بر علیه اسرائیل و امریکا .

تعارض ها در نظرات حلقه فوق این شک را بوجود می آورد که سنخ مخالفت این افراد با جنگ های عراق و افغانستان نه از سر مخالفت بنیادی با جنگ و دلسوزی برای مردم عراق و افغانستان است بلکه از این ناراحت شدند که از عمق استراتژیک نیرو های مخالف امپریالیسم نو در منطقه کاسته شد! آنها با تاکید پر رنگ بر کشته شدگان فعالیت های تروریستی در عراق و افغانستان که با اغراق های چشمگیری همراه است ،همواره به صورت یکسویه ارتش آمریکا و ناتو را محکوم می کنند. اما به ندرت از آنها نسبت به تررویست ها اعتراضی دیده می شود. نیرویی که مردم بیگناه را هدف کینه توزی قرار می دهد نیروی ملی و مردمی نیست بلکه بنیاد گرایی است که از سر جهالت و قدرت طلبی انحصار طلبانه قصد جان مردم را کرده است. این استقبال تلویحی از اقدامات تروریست ها در منطقه خاور میانه برای جلوگیری از نظامی گری تا جایی است که حتی از همین الان از کشته شدن ده هزار نفری در آینده لیبی سخن به میان می آورد. ! امری که ممکن است اصلا رخ ندهد . گویی این جماعت منتظر نشسته اند تا این اتفاق بیافتد و سپس صحت باور های هویت طلبانه شان را به شادی بنشینند. این برخورد یکجانبه ، اعتبار دعاوی انسان دوستانه آنان را زیر سئوال می برد. تروریسم و نفرت پراکنی و نظامی گری جهانی دو روی یک سکه هستند.

به نظر نگارنده نظم جهانی کنونی ایرادات زیادی دارد اما تا زمانی که جایگزین مناسب و بهتر بوجود نیامده است ،رویکرد رفرومیستی و پذیرش قواعد آن از منظر سیاست ورزی نتایج مثبت تری دارد. روشنفکر می تواند با نقد بی عدالتی ها و کاستی های موجود راه را برای خلق ساختار جایگزین و یا رشد مناسبات انسانی و برابر در صحنه جهانی مساعد نماید. ولی یک فعال سیاسی مسئول چنین رسالتی ندارد بلکه باید در چارچوب همین قواعد بکوشد منافع کشورش بیشتر شده و مضرات و آسیب ها کمتر گردد.

اینکه دولت اسرائیل اشغالگری را در سابقه خود دارد و از بزرگترین نقض کنندگان قطعنامه های سازمان ملل است. ،واقعیتی غیر قابل خدشه است .عملکرد این حکومت و بخصوص دولت نتانیاهو در تعارض با صلح و ثبات بین المللی است. اما شکل مخالفت موثر با عملکرد منفی اسرائیل از ناحیه اپوزیسیون ، در ضدیت با آن و عمده کردن این تقابل در عرصه سیاست خارجی نیست. می توان مخالفت را در چارچوب دیگری از مدل اسرائیل ستیزی و در تناسب با منافع ملی صورتبندی کرد. منتها مرز های این مخالفت باید با نابودی موجودیت اسرائیل و تهدید های امنیتی بر علیه مردم این کشور روشن و صریح باشد. از منظر کرامت انسانی ، حقوق شهروندی همه انسان ها باید رعایت شود و فرقی بین مردم فلسطین و اسرائیل وجود ندارد .جلوی زیاده خواهی ها و تهدید های بی جای دولت اسرائیل باید به شکلی معقول ایستاد و از حقوق مردم فلسطین دفاع نمود اما نباید بگونه ای افراط ورزید و یا اولویت ها را نا دیده گرفت که شعار نه غزه نه لبنان در خیابان های تهران طنین انداز شود. در این راستا مخالفت با عملیات های خرابکارانه در ساختار های دفاعی و اقتصادی کشور و ترور کارشناسان هسته ای ایران ضرورت دارد.

محل اختلاف در عادلانه بودن و یا نبودن نظام جهانی نیست. بلکه در مواقعی است که گریزی از انتخاب در حالت های محدود بد و بد تر وجود ندارد . در این شرایط منافع ملی را باید ملاک قرار داد یا دیدگاه های ایدئولوژیک؟ واقعیت را یا تنزه طلبی را ؟

این حلقه اگر چه در زمینه حقوق بشر وسیاست های داخلی با جمهوری اسلامی مخالفت می کند اما مرز و تفاوت دیدگاه های آن در سیاست خارجی با جمهوری اسلامی مشخص نیست. تصور اینکه دنیا توسط نیرو های شروری اداره می شود و همواره باید بدبینانه به آنها نگریست و فضای دوقطبی تخاصم را تقویت کرد ،همانی است که در 33 سال گذشته آزموده شده است و نتایج ویرانگرش را همه مشاهده کرده اند. البته این جریان به نحو شیک تر و امروزه پسند تری از سیاست خارجی ستیزه جو حمایت می کنند اما نتیجه عملی این رویکرد تفاوت ایران – ترکیه است.

ترکیه هم با اسرائیل روابط اقتصادی و سیاسی در چارچوب منافع ملی داشته است. هم عملا از حقوق مردم فلسطین به صورت عام و نه گروه های سیاسی فلسطینی دفاع کرده و هم جلوی زیاده خواهی های دولت اسرائیل نیز محکم ایستاده است. مقایسه این رویکرد با برخورد شعاری جمهوری اسلامی و استفاده ابزاری از گروه های فلسطینی برای پروژه های سیاسی و دفاعی خود روشنگر حقیقت است.

این نگرش از آنجاییکه می داند صدای صلح طلبی جریان سوم ومخالفت فعال آنان با جنگ تاثیری بازدارنده در رفتن فضا به سمت تخاصم و تضاد های آشتی ناپذیر دارد لذا با چنگ کشیدن بر چهره واقعیت و افترا زدن ،مخالفان صادق جنگ و مدافعان صلح توام با دموکراسی و آزادی را جنگ طلب می خواند!

فضای دو قطبی اسرائیل و جمهوری اسلامی برای آنها مطلوبیت دارد و در این دو قطبی باید با اسرائیل جنگید و در برابر سیاست خارجی ستیزه جویانه حکومت انفعال پیشه ساخت .همانگونه که برخی در ابتدای انقلاب امپریالیسم را تضاد اصلی می دانستند نه ارتجاع و استبداد را . از منظر آنان لیبرال ها دشمن اصلی بودند. لذا این سنخ از مبارزه با امپریالیسم ، استکبار ستیزی جمهوری اسلامی را بر بعد استبدادی آن ترجیح داد.

البته قرائنی این تصور را قوت می بخشد که چه بسا جریان فوق با جمهوری اسلامی مجهز به فناوری تولید بمب هسته ای مشکلی ندارد و حتی از آن دفاع می کند. شاید می پندارند این توان، قدرت مدرنیته استعماری را مهار خواهد کرد و درعین حال از نتایج ویرانگر تجهیز بنیاد گرایان اسلامی به تسلیحات اتمی غافل هستند.

جنگ طلبی پیوند نزدیک با خشونت کلامی و دامن زدن به فضای دشمنی دارد. کسی که دنیا را به دوست و دشمن تقسیم می کند ، و همین دو قطبی را به فضای نیرو های سیاسی داخلی بسط می دهد، ناگزیر نهال جنگ مقدر را آبیاری می نماید . او لحظه شماری می کند تا زمان تعیین تکلیف نهایی با نظام شر جهانی فرا رسد. نطفه بحران سازی و تنش زایی در زهدان دیدگاه های خصومت محور و دشمن ساز شکل می گیرد. چه بسا اصرار این دیدگاه در دو قطبی شدن فضا استقبال از جنگ است منتها به ضرر اسرائیل و غرب . اگر روند جنگ به سود غرب نشد آنگاه فرو ریختن هیبت امپریالیسم جهانی شده ،جشن گرفته می شود. اگر هم شد فرصتی برای تبلیغ محتوی گفتمانی فراهم می شود .حال در این میان چه باک اگر هر بلایی بر سر مردم بیاید و زیر ساخت های اقتصادی و اجتماعی فرو بپاشد ! ویا جسم و روان ملتی در زیر سرکوب وحشیانه دیکتاتور ها تباه گردد. مهم گفتمان مقدسی است که بشارت دهنده رهایی موعود و موهوم است که نوعی دیدگاه آخر الزمانی سیاسی را بازتاب می دهد.

نگرش آنان تم اصلی کتاب 1984 جرج اورول را بازتاب می دهد که چگونه مخالفت با جنگ طلبی خود وسیله کوبیدن بر طبل نبرد و نزاع می شود.

این نگرش سویه دیگری از گروگانگیری منافع ملی ایران و خواست مردم در پای آرزو ها و قدرت طلبی پوشیده شده در ردای یتوپیا پنداری را نیز به نمایش می گذارد. کاری که جمهوری اسلامی در 33 سال گذشته در سطح داخلی و جهانی دنبال کرده است. اینجا نقطه ای است که می توان فهیمد که چرا این گروه از اینکه جمهوری اسلامی تهدیدی برای صلح و امنیت بین المللی نامیده شده ،سخت بر آشفته است.

وضعیت وخیم معیشتی کشور و بحران های اقتصادی فراگیر و آینده تاریکی که پیش روی بخش های تولیدی و صنعتی کشور وجود دارد ، گوشزد می سازد که باید مسئولانه برخورد کرد و زمینه را برای توجیه عمدی و یا ناخواسته تداوم بحران هسته ای مساعد نساخت که تاثیر مثبتی در زندگی کنونی زن ،مرد ،کودک ، پیر ،جوان ،دهقان ، کارگر ، دانشگاهی و صنعت گر کشور ندارد.

حرف بیانیه 185 امضایی معروف به مخالفت فعال با جنگ روشن است که از منظر سیاست ورزی مسئولانه حکومت ایران را مخاطب قرار می دهد تا بحران سازی هسته ای را متوقف سازد. فعالان ایرانی ابزاری برای متوقف کردن و یا متقاعد کردن دولتمردان جهانی ندارند. آنها فقط می توانند روی رفتار حکومت شان تاثیر بگذارند. تاثیر بر دولت های خارجی وظیفه مردم آن کشورها است. وجهه ناسیونالیستی بخشیدن به برنامه هسته ای و دفاع اپوزیسیون از آن در معادله تداوم ماجراجویی هسته ای حکومت نقش مهمی دارند و حاکمیت روی آن حساب کرده است. در این میان اراده های جنگ افروز خارجی بدون وساطت بحران سازی حکومت قادر به پیشبرد برنامه های خود نیست.

از دیدگاه واقع گرایی متعهد به منافع ملی ،دنیا به دو قطب متخاصم خیر و شر مطلق تقسیم نمی شود ،بلکه با ارزیابی درست پیچیدگی ها و اجتناب از برخورد های شعاری و سیاه و سفید دیدن مسائل ، کوشش می شود ضمن اعتراض به بی عدالتی ها هم فرصت ها را شناخت و هم تهدید ها را بر طرف ساخت.

این روشنفکر می کوشد تا نسخه الگوی جهانی مورد نظرش را به صورت تقلیدی و کلیشه ای بدون توجه به ضرورت ها و الویت های خاص کشور ،تجویز کند. او نه تنها شناختی از دغدغه های مردم ایران ندارد بلکه کاستن از آلام و رنج های آنان نیز برای وی به عنوان ارزشی خود بنیاد مهم نیست. حتی پیامد نسخه های وی، افزایش درد و رنج مردم بواسطه کشانده شدن به تقابل با نظام جهانی است. برای او انقلاب ، اسرائیل و استقلال چند تا واژه هستند در کتابخانه‬ و در حال نوشیدن قهوه و… در آرامش و امنیت کامل‬ قلم بدست می گیرد و در مورد میشل فوکو ، ادوارد سعید و کنعان مکیه و … می نویسد. اما مردم ایران شرایط متفاوتی دارند‬ . کشورشان درحال چند تکه شدن است‬ ، فروپاشی اجتماعی جدی است ، آینده شان تباه شده‬ ، فرزندانشان بی پشتوانه روانه تبعید می شوند‬ ، منابعشان به غارت می رود‬ ، زندانی و شکنجه می شوند‬ و رای شان دزدیده می شود‬ . فقر و اختلاف طبقاتی بیداد می کند .این مشکلات گوناگونی که مردم ایران با آن سردر گریبان هستند اجازه نمی دهد تا بار افزون تری بر گرده آنها تحمیل شود. بخصوص که تحریم های غرب به میزان بی سابقه ای رو به افزایش است. ‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬‬

. در این شرایط شایسته است تا ضمن تحرک بخشیدن به جنبش دموکراسی خواهی ،خواستار توقف غنی سازی اورانیوم جهت توقف جنگ و تعلیق تحریم ها شد و اجازه نداد بیش از این مردم ایران و بخصوص اقشار محروم آسیب ببینند .جلوگیری از جنگ محتمل که البته هنوز احتمال ناچیزی دارد نیازمند راه حل و عمل موثر است نه صرف محکومیت لفظی با جنگ و راه انداختن کمپین محکومیت اسرائیل .

پرداختن به کار های تخریبی یکی از محور های اصلی حلقه فوق است. نگارنده اگر چه پرهیز از ورود به این میدان دارد اما اگر قرار بر شناسایی ستون های نظامی امریکا در برابر ایران در جنگی احتمالی باشد جای منطقی کسی که تمام هویت سیاسی و منزلتش در جامعه آمریکا شکل گرفته است و فرایند بر کشیدن وی هیچ ارتباطی با ایران واپوزیسیون در تبعید نداشته است ، در بین چهار ستونی است که آشکارا رنگ بیگانه دارند. فردی که حتی یک سیلی از استبداد دینی وشاهنشاهی نخورده و بعضا از مواهب دفتر نمایندگی حکومت در نیویورک نیز برخوردار بوده است ، پیشاپیش صلاحیت ستون شناسی دشمن فرضی را از دست داده است ، چه برسد به اینکه خود را در موضع قیم مردم ایران برای تشخیص عوامل دشمن قرار دهد!

همچنین از منظر کشوری که به وی تابعیت داده و فرصت رشد ونمو برای او فراهم کرده است ، بر اساس منطق معیوب وی، می تواند ستون پنجم قلمداد شود! چه بسا ممکن است خود وی نیز به این مساله واقف باشد و بر همین منوال نسبت به فعالیت های دیگران نیز همذات پنداری کرده و لاجرم قیاس به نفس می نماید ! از زاویه ای دیگر اگر منطق غلط و معیوب او را مبنا قرار بدهیم و بپذیریم که گریزی از دو قطبی اسرائیل و جمهوری اسلامی نیست و هر کس که الویت بخشیدن به درگیری با اسرائیل را نپذیرفت ، جنگ طلب و در نتیجه ستون پنجم امریکا واسرائیل است ،آنگاه از این دو گانه اندیشی تقلیل گرایانه می توان نتیجه گرفت که وی چرخ پنجم درشکه رو به زوال استبداد دینی است و یا قرار است در نقش چوب زیر بغل حکومت بگاه بحرانی شدن بیشتر منازعه هسته ای ظاهر شود و سپر دفاعی برای بلند پروازی های آن فراهم سازد.

در این حوزه برخورد تخریبی مشابه از سوی حکومت با رهبران نمادین جنبش سبز نیز صورت گرفت . آنها به دلیل مخالفت با سیاست های رسمی هسته ای از سوی رسانه های اصول گرایان به تبعیت از اسرائیل و آمریکا متهم شدند. حتی احمدی نژاد و سینه چاکان ولایت تا مرز متهم کردن سید محمد خاتمی و حسن روحانی به جاسوسی و زمینه سازی فضا برای تحمیل خواست خارجی ها به دلیل تعقیب سیاست آشتی جویانه در منازعه هسته ای پیش رفتند.

خراب کردن فضا به نفع هیچکس نیست. مگر فحوای کلام و حرف اصلی بیانیه 185 نفر جز مخالفت فعال با جنگ از طریق توقف موقت غنی سازی اورانیوم و اجرای قطعنامه های سازمان ملل چیست ؟ بر مبنای کدام اصل منطقی و اخلاقی ، به آنها اتهام بی پایه جنگ طلبی زده می شود؟

تاریخ شهادت می دهد کسانی که به دلیل هزینه های پرداخت کرده و بنام حق ، حیثیت وشخصیت دیگران را ترور می کنند و با لحنی طلبکاران مدعی همه چیز و همه کس هستند ، بگاه حضور در قدرت ، جهنم می آفرینند . باید مراقب صدا هایی بود که به جای بحث و گفتگوی منطقی ،با خود حق بینی مطلق به پرخاشگری و اتهام زنی می پردازند . مخالفتی با حکومت ارزشمند است که مبنایی و همه جانبه بوده وبا موازین دموکراتیک و اعلامیه جهانی حقوق بشر سازگار باشد.

اکنون مساله اصلی ایران اجتناب از بحث های حاشیه ای و تمرکز فعالیت ها بر روی تغییر سیاسی در داخل کشور است. آینده ایران در دست مردم ایران قرار دارد. همه کسانی که دل در گرو منافع ملی و حقوق ملت دارند باید در کارزار برای دموکراسی حضور داشته باشند. هر دیدگاهی که بخواهد از تجمیع وهمگرایی اصولی و مردم محور نیرو های سیاسی مخالف جلو گیری کرده و بر طبل تفرقه و واگرایی بکوید و یا خود را مرکز تعریف فعالیت های مشروع و دموکراسی خواهانه بداند ، مضر و منفی است. تبعات عملی رفتار کسانی که با خود شیفتگی سنخ دیگری از مالکیت حقیقت را به نمایش گذاشته و تنها خود را متولی همیشگی و خود خوانده “تقرب به حقیقت” و دفاع از ” قلمرو عمومی ” می دانند ، و مخالفان خود را خارج از دایره کرامت انسانی و بازیچه دست قدرت های شیطانی عالم معرفی می کنند ، تفاوت ماهوی با کارنامه حکومت ولایت فقیه و دیگر حکومت های توتالیتر دنیا ندارد.

باید مراقب بود تا شبح رویکرد های فاشیستی دوباره بر فراز سپهر اپوزیسیون به پرواز در نیاید . هنوز کالبد میهن مان رنجور از ضربات ویرانگری است که با برخورد های غیر واقع بینانه به حوزه های فرهنگی ،سیاسی ،اقتصادی و اجتماعی کشور زده شد. هنوز آثار افشاگری های اول انقلابی بر ویرانه های کشور قابل مشاهده است.

منبع: گویانیوز

دانشجو کبک آگاه است

ایتالیا و سوئد نیز به تسخیر سفارت بریتانیا در تهران واکنش نشان دادند

به دنبال واکنش دولت های بریتانیا، نروژ، آلمان به حمله نیروهای بسیجی به سفارت بریتانیا در تهران، ایتالیا اعلام کرده است که ، از سفیر ایران خواسته خواهد شد تا امنیت دیپلمات‌های ایتالیا در ایران تضمین شود. همچنین وزارت امور خارجه سوئد نیز دقایقی پیش اعلام کرد که به دنبال حمله “غیرقابل پذیرش” به سفارت بریتانیا در تهران، سفیر ایران در استکهلم احضار شده است.

به گزارش دانشجونیوز، بر اساس آنچه که بی بی سی در یکی از ستون های خبر اش منتشر ساخته وزیر امور خارجه ایتالیا گفته است که سفیر ایران در این کشور احضار خواهد شد.

همچنین وزیر امورخارجه سوئد نیز با انتقاد از حمله به سفارت بریتانیا از احضار سفر ایران به استکهلم خبر داده است.

بر اساس این گزارش ایتالیا اعلام کرده است که تعطیل کردن سفارتش در تهران را بررسی می‌کند.

گفتنی است دفتر تحکیم وحدت، با انتشار اطلاعیه‌ای، حمله به سفارت بریتانیا در ایران را محکوم کرده و تاکید کرده که حمله‌کنندگان نماینده دانشجویان ایران نیستند.

همچنین دولت نروژ و بریتانیا در واکنش به اقدام روز گذشته نیروهای بسیجی در تسخیر سفارت انگلیس، سفارت این کشور در تهران را تعطیل کرد.

بدنبال حمله نیروهای بسیجی طرفدار حکومت ایران به سفارت دولت بریتانیا در تهران و تسخیر کامل آن، امروز خبرگزاری فرانسه نوشته بود دولت نروژ امروز اعلام کرده است: «در پی حمله روز گذشته تظاهرات‌کنندگان اسلام‌گرا به سفارت انگلیس، نروژ سفارت خود در تهران را تعطیل کرد.»

دانشجو کبک آگاه است

پایه اول راهنمایی از سال آینده حذف می‌شود

وزیر آموزش و پرورش از حذف پایه اول راهنمایی از سال آینده تحصیلی خبر داد.

به گزارش آفتاب، حمیدرضا حاجی‌بابایی، وزیر آموزش و پرورش گفت از سال تحصیلی آینده نظام جدید آموزشی یعنی ۶، ۳، ۳ اجرا می شود. به این ترتیب دانش آموزان پایه پنجم ابتدایی به جای اینکه به کلاس اول راهنمایی بروند به کلاس ششم می‌روند.

بر اساس طرح جدید دانش‌آموزان شش سال در پایه ابتدایی تحصیل می‌‌کنند، سه سال در دوره راهنمایی و سه سال در پایه متوسطه.

به گفته وزیر آموزش و پرورش؛ این تغییرات به تدریج انجام می‌شود یعنی پیش‌دانشگاهی بلافاصله از سال آینده حذف نمی‌شود. در سال اول آغاز تغییرات، پایه اول راهنمایی حذف می‌شود، سال دوم پایه دوم و بعد پایه‌های بعدی تا اینکه پیش‌دانشگاهی هم حذف شود.

دانشجو کبک آگاه است

خواهر اميرعلی علامه زاده، خبرنگار بازداشتی: اگر زمانی اعترافی از برادرم پخش شد،دروغ است

خواهر اميرعلی علامه زاده، روزنامه نگار و دبير سابق سرويس بين الملل ايلنا با احتمال اينکه برادرش در زندان تحت فشار برای اعتراف است، به یکی از منابع حقوق بشری گفته است: “برادرم از وضعيت روحی خوبی برخوردار نيست. ما احتمال می دهيم به دليل نوع حرف زدن های غيرعاديش تحت فشار است. من و خانواده ام همين حال می گويم که اگر روزی در جای حرف های به عنوان اعتراف امير پخش شد همگی دروغ است و اعتبار قانونی ندارند.”

به گزارش کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران، زينب علامه زاده می گوید: “برادرم در حرف هايش چندين بار گفته است که شما چيزی درباره پرونده من نمی دانيد، من نمی دانم چه چيزهای بهش گفته اند و يا چه چيزهای ازش خواسته اند که اينقدر نگران درباره خودش حرف می زند و در تلفن های اخيرش مرتب گفته است که وکيل برای او بگيريم.”

گفتنی است، اميرعلی علامه زاده، روزنامه نگار يکشنبه ۲۷ شهريور ماه امسال توسط سه مامور امنيتی در تهران بازداشت شد و اکنون در بند ۲ الف سپاه پاسداران نگهداری می شود. اگرچه حکم بازداشت او از سوی شعبه ۱۴ دادسرای فرهنگ و رسانه صادر شده بود از مدتی پيش پرونده او به دادسرای اوين منتقل شده است.

زينب علامه زاده با اظهار نگرانی از وضعيت برادرش گفت: “می خواهم بدانم اين آقايانی که ادعا می کنند ما در کشور آزادی هستيم و حقوق بشر داريم آيا خودشان حاضر هستند يک روز را در انفرادی بگذرانند و يا يک روز بلاتکليف باشند. برادر من ۷۴ روز است که در انفراديست که خودش نوعی شکنجه است. پس از دو ماه و اندی از بازداشت او ما هنوز نمی دانيم که به چه دليل بازداشت شد و اتهامش چيست در حاليکه حق ماست که بدانيم.”

خواهر اين روزنامه نگار همچنين به کمپين گفت:”ما نمی دانيم که به او چه می گذرد و او هم نمی داند که ما اينطرف داريم برايش چه می کنيم. درخواستم از مقامات قضايی کشورم اين است که زودتر او را آزاد کنند. او در چند سال اخير اصلا فعاليت مطبوعاتی نداشته و به دليل بيماريش در خانه بوده است. برادرم ديسک کمر و ناراحتی قلبی دارد که همه اينها هم الان به نگرانی های ما افزوده است.”

خواهر اين روزنامه نگار در مورد انتقال پرونده او به دادسرای اوين نيز گفت: “دو هفته پيش پرونده اش را از شعبه ۱۴ کارکنان دولت به شعبه ۲ دادسرای اوين انتقال دادند. از آن روز هر روز مادر و پدرم به دادسرا می روند تا جواب بگيرند اما کسی پاسخگو نيست. ما اصلا نمی دانيم که دليل انتقال پرونده برادرم پس از دو ماه بازداشت چيست. آيا دليلش اين است که بازپرس برادرم، آقای بيگی می خواسته پرونده او را از مجرای قانونی خارج کند؟ ما الان حتی نمی دانيم که با چه کسی طرف هستيم، بايد با چه کسی صحبت کنيم. نمی دانيم واقعا چکار کنيم.

بر اساس این گزارش، ملاقات های اين روزنامه نگار با خانواده اش نيز در شرايط کاملا امنيتی بوده است. زينب علامه زاده گفت: “در شرايط کاملا غير عادی توانسته مادر و پدرم را ببيند، با حضور دوربين. در حاليکه قبل از آن به خودش و مادر و پدرم گفته بودند که به جز احوالپرسی چيز ديگری نمی پرسيد.”

دانشجو کبک آگاه است

تهدید شدید «بدحجاب»ها از سوی امام جمعه اصفهان: باید چوپ تر را بالا برد

سید یوسف طباطبایی‌نژاد، امام جمعه اصفهان و از روحانیون نزدیک به حکومت ایران با اشاره به اینکه «مسئله حجاب دیگر از حد تذکر گذشته است»، افزوده است: «برای مقابله با بدحجابی باید چوب‌ تر را بالا برد و از نیروی قهریه استفاده کرد.»

به گزارش دانشجونیوز، امام جمعه اصفهان با تهدید کسانی که وی آنان را «بد حجاب» نامیده از نیروی انتظامی و دستگاهای حکومت ایران خواسته است «اجازه ندهند کار خلافی انجام شود و جامعه به سمت غیر اسلامی شدن پیش رود، حتی اگر مسئولان رده بالایی که دراین زمینه مانع انجام کار شوند.»

بر اساس آنچه که خبرگزاری های حکومتی ایران گزارش داده اند، سید یوسف طباطبایی‌نژاد روز گذشته ، در همایشی موسوم به «حجاب و عاشور» به بررسی مسئله حجاب از منظر قرآن پرداخته و گفته است: «در آیه‌ای از قرآن، خدا گفته است، “قرآن را نازل کردیم که مردم را به قسط وعدل فرا خواند” اما در کنار این آیه لفظ آهن را به کار می‌برد که همه مفسر‌ان قرآن آهن را بر برخورد جدی و شمشیر تعبیر کرده‌اند.»

به نظر می رسد منظور این روحانی طرفدار حکومت ایران از اشاره به مفهوم آهن در قران به عنوان نماد «شمشیر» و «برخورد جدی»، برخورد اینچنینی با کسانی خواهد بود که به عقیده وی «بدحجاب» هستند.

وی همچنین گفته است: «برخورد با قاطعیت و قوه قهریه احتیاج قانون است و برای رعایت مجموعه قوانین الهی که در غیر این صورت برخورد جدی با این مسئله شود.»

امام جمعه اصفهان تاکید کرده است که باید «برخی از مسئولان با الزامات بحث حجاب باید آشنا شوند.»

وی دلیل این موضوع را دچار مشکل شدن برخی از تصمیمات نیروی انتظامی توسط برخی از این افراد دانسته است.

امام جمعه اصفهان در بخش دیگری از اظهارات خویش به موضوع «بالابردن فرهنگ برای برخورد با مساله حجاب» انتقاد نموده و تاکید کرده است: «برخی مواقع جدیت لازم است و اکنون زمان آن رسیده که چوب‌تر را برای مقابله با بد حجابی بالا برد.»

وی با انتقاد از برخی از مسئولین که به عقیده وی قوه قهریه را در جامعه لازم نمی دانند و معتقدند که باید از باب فرهنگ وارد شد، اضافه کرده است: «با نصیحت تنها نمی‌توان کاری کرد.».

آیت‌الله طباطبائی در بخش انتهایی سخنان اش شلاق بدست بودن را وجهی از امر به معروف و نهی از منکر معرفی کرده و افزوده است: «امر به معروف و نهی از منکر هم زمان قدیم به صورت افرادی به نام محتسب بوده است که شلاق به دست بوده است.»

 

دانشجو کبک آگاه است

ارسال پرونده کوهیار گودرزی به دادگاه و بلاتکلیفی پروین مخترع در زندان

منابع حقوق بشری گزارش داده اند که کوهیار گودرزی، فعال حقوق بشر، دیروز پس از چهارماه بازداشت موقت، به شعبه ۲ بازپرسی دادسرای اوین انتقال یافت و مورد تفهیم اتهام قرار گرفت.

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، بازپرس پرونده، برای وی به اتهام‌های «اجتماع و تبانی به قصد برهم زدن امنیت، از طریق عضویت در کمیته گزارشگران حقوق بشر» و «تبلیغ علیه نظام از طریق مصاحبه با روزنامه اشپیگل» قرار مجرمیت صادر و پرونده او را به دادگاه ارسال کرد.

هم‌چنین بازپرس شعبه ۲ دادسرای اوین، از تمدید قرار بازداشت گودرزی و یا تبدیل قرار وی خودداری کرد. کوهیار گودرزی بیش از ۴ ماه است که بدون صدور هیچ‌گونه قرار بازداشتی در زندان به سر می‌برد.

گودرزی که در تاریخ ۹ مردادماه ۹۰ بازداشت شده بود، به مدت ۳ ماه از حق تماس تلفنی با خانواده‌اش محروم بود. در این مدت بسیاری از سازمان‌های حقوق بشری، نسبت به سلامت وی ابراز نگرانی کرده بودند. وی هم‌چنین به مدت طولانی در سلول انفرادی نگه‌داری شد.

هم‌چنین طبق آخرین اخبار، قاضی دادگاه انقلاب کرمان با وجود گذشت بیش از دو ماه از زمان برگزاری دادگاه برای پروین مخترع، مادر گوهیار گودرزی، از صدور حکم برای او خودداری کرده است. به گفته نزدیکان پروین مخترع، قاضی دادگاه گفته است: «که فعلا قصد صدور حکم برای او را ندارد.» مطابق قانون، دادگاه موظف است حداکثر ۲۰ روز پس از تشکیل جلسه دادگاه، اقدام به صدور حکم نماید.

پروین مخترع که در بند عمومی زندان کرمان و در میان مجرمان با جرایم عادی نگه‌داری می‌شود، به اتهام «تبلیغ علیه نظام » مورد محاکمه قرار گرفت. وی بیش از ۴ ماه است که در وضعیت بلاتکلیفی و بدون امکان تماس با فرزندش در زندان به سر می‌برد.

دانشجو کبک آگاه است