Documentation: Conference on the future of Iran inside the European Parliament

During this conference on March 5th in Brussels a variety of speakers and representatives of ethnic and religious groups, journalists, lawyers and scientists showed a strong solidarity for these values of freedom.
Follow the speeches by clicking this link: Dropbox.

محمدعلی دادخواه،‌وکیل پایه یک دادگستری بازداشت شد

 محمد علی دادخواه، وکیل پایه یک دادگستری و از اعضای کانون مدافعال حقوق بشر در ایران بازداشت شد.
به گزارش بامداد خبر محمد علی دادخواه زمانی که برای دفاع از موکل خود، ارژنگ داوودی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب مراجعه کرد، براساس حکم بازداشتی که قاضی صلواتی برای وی صادر کرده بود بازداشت و روانه زندان شد.
دکتر دادخواه،‌پیش از این در تیر ماه سال ۹۰ به ۹ سال زندان محکوم شده بود. وی در رابطه با حکم خود گفته بود:«بر اساس این حکم من به ده سال ممنوعیت از وکالت در دادگستری، هشت سال زندان به علت براندازی نرم و سخنگویی کانون مدافعان حقوق بشر ، یک سال زندان به علت فعالیت تبلیغی علیه نظام و جمهوری اسلامی و همچنین به شلاق و چند فقره جزای نقدی محکوم شده ام.»
محمد علی دادخواه از وکلای شناخته شده حقوق بشری ایران است که می توان از مهم ترین پرونده های وی،‌به پرونده ملی مذهبی ها، پرونده عبدالفتاح سلطانی، پرونده دراویش گنابادی، پرونده سه تن از دانشجویان دانشگاه امیر کبیر، پرونده سورنا هاشمی و علیرضا فیروزی در واقعه تحصن دانشجویی دانشگاه زنجان، پرونده کشیش محکوم به اعدام یوسف ندرخانی و … اشاره کرد.
وی هم چنین وکالت مردم در پرونده های ملی مانند آب گیری سد سیوند و برج جهان نمای اصفهان را نیز بر عهده داشته است.
دکتر دادخواه آخرین بار  در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۸ به همراه ملیحه دادخواه، سارا صباغیان، بهاره دولو و امیر رئیسیان در دفتر کارش توسط پلیس امنیت بازداشت و دفتر او پلمپ شد.
از مهم ترین اتهامات وی تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر در ایران است. وزارت اطلاعات پس از اعتراض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ با پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر،‌اعضای این کانون از جمله محمدعلی دادخواه، نسرین ستوده، عبدالفتاح سلطانی و … را بازداشت کرد و در احکام مشابهی آن ها را به حبس های طویل المدت و محرومیت از وکالت در دادگستری محکوم کرد.
آخرین خبرهای رسیده حاکی از این است که قاضی صلواتی به حاضرین در دادگاه اعلام کرده است که به دلیل تایید حکم دکتر دادخواه،‌وی را بازداشت کرده است. اما هنوز از جزییات این جریان و محل نگه داری محمد علی دادخواه اطلاعی در دست نیست.

http://www.facebook.com/plugins/like.php?href=http%3A%2F%2Fbamdadkhabar.com%2Farchives%2F2858&layout=standard&show_faces=false&width=450&action=recommend&colorscheme=light&height=35 http://adf.ly/1587888/whostheadmin

وزیر سابق راه ایران در دادگاه فساد مالی متهم شد

همزمان با متهم شدن وزیر سابق راه در پرونده فساد بزرگ مالی در ایران، محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهور این کشور گفته است: «بانکی که این تخلف در آن به وقوع پیوسته بود، هم اکنون در جریان پرونده قرار ندارد و رئیس خاطی این بانک نیز طلبکارانه علیه ما موضع می‌گیرد»

به گزارش بامداد خبر، به نقل از بی‌بی سی فارسی، احمدی‌نژاد امروز یکشنبه ۱۰ اردیبهشت در همایش سلامت اداری در تهران گفت که «آن مقامی که صحبت از تحت پیگرد قرار گرفتن ده‌ها مدیر دولتی می‌کند، دوست خود را در قوه دیگر نادیده می‌گیرد.»

بحث‌ها بر سر پرونده فساد مالی از تابستان سال گذشته و در پی افشای محمد جهرمی، رئیس سابق بانک صادرات باز شد. در این پرونده بسیاری از مسئولین و مدیران سابق به دادگاه کشیده شده‌اند که یکی از متهمان حمید بهبهانی، وزیر سابق راه دولت احمدی نژاد است.

بر اساس این پرونده بیش از ۳ هزار میلیارد تومان – معادل ۳ میلیارد دلار- پول از بانک‌های ایرانی اختلاص شده است. این پرونده فساد مالی بزرگ‌ترین پرونده مالی تاریخ ایران است.

http://www.facebook.com/plugins/like.php?href=http%3A%2F%2Fbamdadkhabar.com%2Farchives%2F2855&layout=standard&show_faces=false&width=450&action=recommend&colorscheme=light&height=35 http://adf.ly/1587888/whostheadmin

اعدام، خودکشی است که در قالب دیگر کشی نمودار می‌شود

بامداد خبر – علیرضا فیروزی: در بخش اول مصاحبه با احمد باطبی، به مساله برخورد با ناقضین حقوق بشر پرداخته شد، در بخش دوم گفت‌و‌گو بیشتر به کم و کیف برخود را ناقضین حقوق بشر و همین طور، نقش سازمان‌های بین المللی و نقش پیشگیرانه آن‌ها در برخورد با حکومت‌های دیکتاتوری پرداخته می‌شود.

–           آیا برای هیچ یک از ناقضین حقوق بشر می‌توانیم حکم اعدام صادر کنیم؟ یا در ایران آینده، باید حکم اعدام

احمد باطبی، فعال دانشجویی و زندانی سیاسی سابق

را مانند بسیاری از کشور‌ها حذف کنیم؟

ببینید من به شخصه با تمام وجود و تحت هر شرایطی با اعدام مخالف هستم، چون اعدام نوعی خودکشی است که در قالب دیگر کشی ظاهر می‌شود و به هر عنوانی کسی بخواهد اعدام شود، به نوعی ریشه خشونت در جامعه را رشد می‌دهد. به لحاظ شخصی و فردی معتقدم کشوری که در آن مجازات اعدام برداشته شود، خیلی کشور موفق تری خواهد بود. از طرفی من به شخصه، هم تجربه اعدام را داشتم و با اعدامی‌ها بودم و هم زندان طویل المدت داشتم و هم با زندانیان طویل المدت را دیدم. به جرات، بنا به تجربه شخصی و مشاهداتم در محیط زندان می‌توانم بگویم که اگر قرار است کسی را تنبیه یا مجازات کنند، زندان طویل المدت بسیار موثر‌تر و بازدارنده‌تر است. بنابراین اگر قرارباشد کسی را مورد تنبیه قرار دهند، راه‌های بهتری از اعدام هم وجود دارد که آسیب کمتری به جامعه بزند. اگر چنین چیزی هم نبود من باز با اعدام مخالف بودم. اعدام تحت هر شرایطی توهین و زیر پا گذاشتن هویت انسانی است.

–           هنوز بخشی از جامعه ایران را ما شاهد هستیم که دارای دیدگاه‌های مذهبی هستند و در دین اسلام هم اعدام یکی از قوانین شرعی محسوب می‌شود، به چه شکل می‌توانیم عمل کنیم که قوانین جایگزینی بیابیم که اکثریت جامعه بر آن اتفاق نظر داشته باشند. آیا ساز و کاری به نظر شما می‌رسد که بتوانیم بگوییم در ایران فردا، ما با این سازوکار می‌توانیم جامعه را به سوی پذیرش قوانین سوق دهیم. گاهی مطرح می‌شود که در پذیرش بعضی از قوانین نیاز به فشار از جانب دولت وجود دارد یا از این دست مسائل، برای اینکه بتوانیم خشونتی که خود را در قالب قانون نموار می‌کند دور کنیم چه راهکاری وجود دارد؟

طبعا در آینده ایران، قوانین باید کاملا بر مبنای یک جامعه سکولار و غیر دینی باشد، به دلیل اینکه ما بسیاری از قوانین دینی داریم که هرچند مردم به آن اعتقاد دارند اما از قوانین منسوخ شده بشری است، حتی در داخل کشورهای اسلامی هم این قوانین را گاهی به خاطر عجیب بودن یا شنیع بودن آن‌ها اجرایی نمی‌کنند. بنابراین اگر یک جامعه‌ای باشد که افراد به حد تکامل و رشد رسیده باشند، خود جامعه این قوانین را پس می‌زند و قوانین جایگزین می‌یاید. برای اینکه خود جرم و شرایط ویژه جرم را به پایین‌ترین سطح برساند و مجازات‌های متمدنانه تری را به وجود می‌آورد. برای این مساله نیاز به بستری مناسب داریم که مردم با دریافت آموزش‌های مورد نیاز نسبت به مسائل اجتماع، علم حقوق، آنچه درشان انسان است، آموزش ببینند و من فکر می‌کنم وقتی که سطح آگاهی بالا برود خود مردم مجازات‌های جایگزینی را پیدا می‌کنند. آن زمان اگر قوانینی باشد که مذهبی باشند و مدرن نباشد، به صورت محترمانه این قوانین از سوی جامعه پس زده می‌شود.

–           اگر بخواهیم نمونه‌ای از یک کشور را بگوییم که به عنوان تجربه در ایران آینده مد نظر قرار دهیم، فکر می‌کنید کدام نمونه را بتوانیم مثال بزنیم؟

من اگر به لحاظ فردی مطرح کنم، همیشه سوئیس نمونه کاملی برای من بوده است، در این کشور به شکل غیرقابل باوری آزادی وجود دارد. بر روی این مساله غیر قابل باور تاکید می‌کنم، به دلیل اینکه وقتی آزادی در بالا‌ترین حد ممکنش باشد، مردم دچار یک نوعی گیجی می‌شوند. ببینید اگر بخواهیم خیلی ساده این موضوع را مطرح کنیم، مثلا در ایالات متحده اگر از کسی بپرسیم آزاد هستید، بی‌شک بیشتر مردم می‌گویند آزادیم، همین طور شما در یک جایی مثل هلند هم بپرسید، می‌گویند، بله آزادیم اما در آمریکا نمی‌توانید در خیابان مشروبات الکلی مصرف کنید، ولی مثلا در هلند این مساله آزاد است. این‌ها یک سری مصداق است، مردم در دو جا با وجود این تفاوت‌ها هر دو ادعای آزادی دارند. یعنی درک مردم از آزادی متفاوت است. حال جامعه‌ای که من دیدم در سوئیس، همه آزادی‌های فردی و اجتماعی را به شکل کامل دارد و مردم در قبال این آزادی حد و حدودی را خودشان در نظر می‌گیرند و تمام این‌ها هم مبنای فرهنگی دارد و خیلی راحت هم این آزادی حد زیاد را پذیرفته‌اند و دارند زندگی می‌کنند. من فکر می‌کنم بهترینش سوئیس است ولی کشورهای دیگر اروپایی مانند دانمارک، بلژیک، سوئد، آمریکا و خیلی کشورهای دیگر که به اصطلاح دموکراسی در آن‌ها تا حد زیادی نهادینه شده است را نیز می‌توانیم مثال بزنیم، اما مساله‌‌ همان تفاوت در سبک زندگی و برداشت از آزادای است.

–           در بسیاری از این کشور‌ها شاهد هستیم که، مثلا در فرانسه یا آلمان، یا حتی ایتالیا، پس از یک انقلاب و گذاری که به دموکراسی داشتند، دولت با یک زور و فشار یا چیزی مشابه این دولت مردم را مجبور به قانون پذیری کرده است و امروز شاهد این مساله هستیم که مردم فارغ از مجازات یا تحسین، از قوانین تبعیت می‌کنند و به نفس قانون احترام می‌گذارند. این وقایع عموما در قرن ۲۰‌ام اتفاق افتاده است، اما در قرن ۲۱ و در ایران ما باید از چه راه کاری برای قانون پذیری مردم استفاده کنیم؟

ببینید، من با چیزی به نام زور یا اجبار دولتی موافق نیستم. در هر جامعه مدرنی که تقسیم کار اجتماعی صورت گرفته باشد، برای مدیریت جامعه، قاعدتا یک دستگاه مدیریت کشوری نیاز است که اسم آن را دولت می‌گذاریم و دولت به پشتوانه قوانین و ابزارهای اجتماعیش می‌آید و از حریم مردم و قانون دفاع می‌کند. پس تا اینجا اجبار نیست، بلکه پذیرفتن یک ساختار مدرن دولتی و قانون است، چون در فقدان دولت، جامعه به هرج و مرج کشیده می‌شود. از طرف دیگری دستگاه دولتی و نهاد قدرت، در جامعه مدرن، یکی از اصلیترین مولفه‌های فرهنگ سازی است که می‌تواند فرهنگ را در جامعه نهادینه کند. بنابراین اگر خود دستگاه دولتی با کمک قشر روشنفکر اجتماع تولید مفهوم کند، در مبانی تئوریک و آن‌ها را از طریق ابزارهای دولتی و سرمایه اجتماعی، برای مردم به نمایش بگذارد تا مردم آموزش ببینند، این بهترین شیوه‌ای است که امکان فرهنگ سازی را دارد. بنابراین آگاهی و فرهنگ سازی دو مولفه اصلی هستند که در آینده ایران باید در یک پروسه زمانی کوتاه هزینه زیادی برای آن شود و در اختیار مردم قرار گیرد. مضاف بر این شرایط امروزی که ما در آن زندگی می‌کنیم، یا آینده‌ای که درباره آن صحبت می‌کنیم، یک جامعه به اصطلاح، قدیمی و حتی دهه پنجاهی نیست. در دهه ۵۰ آیت الله خمینی سخنرانی که می‌کرد که بیاید و یک تغییر وتحولی انجام دهد، یا یک استاد دانشگاه سخنرانی می‌کرد، نوار کاستشان ضبط می‌شد، جزوه دست به دست نوشته می‌شد و به افراد مختلف می‌رسید. حال فکر کنید چقدر طول می‌کشید که یک سخنرانی مفید به دست مردم برسد، ولی امروز در روستاهای ایران هم آنتن ماهواره داریم، اینترنت داریم و این خود به خود تطبیق فرهنگی را سریع می‌کند و می‌توانیم با استفاده از فرهنگ‌های خوب جوامع دیگر این ساختار را شکل بدهیم. اتفاقی که در گذشته در چند ماه رخ می‌داد را می‌توان در یک هفته یا حتی کمتر شاهد بود و بعد اینکه می‌توانیم این مساله را به دیگران منتقل کنیم. این‌ها خود ویژگی‌های خوبی هستند که به آینده ایران کمک خواهد کرد.

–           فکر می‌کنید به نظر شخصیتان، بهترین راه برای رسیدن به یک جامعه دموکراتیک چه چیزی است؟ انقلاب مخملی، انقلاب کلاسیک، جنگ یا…؟

از هر روشی، در هر زمانی باید استفاده کرد. من معتقدم که تا جایی که امکانش وجود دارد باید از درگیری و خونریزی پرهیز کرد. ولی زمانی که لازم شد، حتی باید خشونت هم به کار برد، تا بتوان سلاح را از دست یک زنگی مست بگیریم. پس فکر می‌کنم برای ایران نباید هیچ گزینه‌ای را ببیندیم و بگوییم فقط خشونت یا فقط انقلاب مخملی یا…

–           یعنی ما می‌توانیم گزینه‌ای مانند انقلاب ۵۷ برای ایران در نظر بگیریم؟

ما نمی‌توانیم چیزی را پیش بینی کنیم، ولی اگر جامعه به آن سمت رفت، نمی‌توان جلوی آن را گرفت. پس باید آن شرایط را هم در نظر گرفت و بر روی آن کار کرد و برای آن برنامه ریزی داشت. نمی‌توان هیچ گزینه‌ای را کنار گذاشت بلکه این زمان است که شرایط را مشخص می‌کند.

–           وارد یک بحثی فرا‌تر از ایران می‌شویم. سازمان ملل متحد، سازمانیست که تمامی کشورهای دنیا در بخش‌های مختلفش عضویت دارند و بیشتر این کشور‌ها نیز منشور حقوق بشر سازمان ملل را پذیرفته‌اند و امضا کرده‌اند. ولی مساله اینجاست که منشور حقوق بشر یک منشور اخلاقی است نه یک منشور حقوقی، و همین مساله باعث شده است که کشورهای الزامی به رعایت مفاد این منشور نداشته باشند و بیشتر به عنوان یک مرام نامه اخلاقی به آن نگاه شود که همین مساله باعث شده است که بسیاری از کشورهایی که این منشور را امضا کرده‌اند، قوانین آن را نقض می‌کنند. چه تمهیداتی را می‌توان اندیشید که چنین منشورهای اخلاقی و چنین قوانین اخلاقی که جنبه حقوقی و الزامی برای دولت‌ها ندارد، بتوانند تاثیر بیشتری داشته باشد و دولت‌ها را ملزم به اجرای آن بکند.

به عقیده من و بر اساس تجربه موجود، باید با کشورهای دیگر اتحاد کرد، منافع مشترک تولید کرد، آن کشور‌ها را قانع کرد که در یک چارچوب اخلاقی قدم بردارند و آن وقت گروه شوند و بتوانند به جامعه جهانی فشار بیاورید. وگرنه به لحاظ فردی امکان اینکه بتوانید کشوری را قانع کنید که بیاید و یک چیزی را رعایت کند اماکن پذیر نیست. بلکه تنها در حالت تشکیل اتحاد و فراکسیون ممکن است بتوان به چنین شرایطی دست یافت.

–           خوب ما با اینکه چنین گروه‌ها و کشورهای مشترک المنافعی هم وجود دارد، شاهدیم بسیاری از کشور‌ها مرتکب اعمالی خلاف حقوق بشر می‌شوند. چه راهکاری را می‌توان پیش گرفت و چه طور جایی را می‌توان تصور کرد که این کشور‌ها ملزم باشند حقوق بشر را رعایت کنند؟

ببینید نه ما می‌توانیم نه به لحاظ حقوقی این اجازه را داریم که کشوری را مجبور به کاری کنیم. تنها کاری که می‌توان انجام داد، این است که یک الگوی رفتاری درست کنیم، روی افکر عمومی جامعه جهانی کار کنیم، افکار عمومی کشورهای مختلف را قانع کنیم که می‌بایست این قوانین رعایت شود. ولی مساله این است که این کار زمان بر است ولی پس از این اتفاق در حالت اجماع جهانی، مردم دولت‌هایشان را وادار به پیوری از قوانین می‌کنند. به نظر من هیچ راه حلی برای مسائل این چنینی که قالب حقوق بشری را به یک شرایط آرمانی برساند وجود ندارد، مگر اینکه ما تولید مفهوم کنیم. یعنی حقوق دانان راه طولانی در پیش دارند. باید همچنان مفاهیم حقوقی تولید کنند، کتاب بنویسند و… تا بتوانیم به چنین جایگاهی برسیم. ما هنوز از نظر علم اجتماع به چنین جایگاهی نایل نشده‌ایم که بخواهیم وضعیتی مشابه وضعیت آرمانی را متصور شویم.

 _______________________________________________________

* این گفتگو از مجموعه یادداشت‌ها و گفتگوهایی است که به سفارش مرکز ایرانی مطالعات لیبرالیسم تهیه شده‌اند.

_______________________________________________________

در برخورد با متخلفین نباید هیچ عجله ای به خرج داد – بخش اول گفت و گو با احمد باطبی

http://www.facebook.com/plugins/like.php?href=http%3A%2F%2Fbamdadkhabar.com%2Farchives%2F2763&layout=standard&show_faces=false&width=450&action=recommend&colorscheme=light&height=35 http://adf.ly/1587888/whostheadmin

برگزاری کنسرت بالای ۱۸ سال لیدی گاگا در سئول – گزارش ویدئویی

لیدی گاگا با وجود مخالفت‌ گروه‌های مسیحی وارد سئول شد

لیدی گاگا، ستاره‌ی موسیقی پاپ آمریکا، شنبه شب (۲۷ اپریل) اولین کنسرت از تور جدید جهانی خود را به نام Born This Way Ball در استادیوم المپیک سئول کره جنوبی برگزار کرد. کنسرتی که به دنبال تظاهرات اعتراضی گروه‌های مسیحی و با دستور دولت کره‌ جنوبی، ورود جوانان زیر ۱۸ سال به آن ممنوع اعلام شده است.

به گزارش بامدادخبر، عده‌ای از مسیحیان کره جنوبی در شب‌های پیش از برگزاری کنسرت لیدی گاگا برای لغو این کنسرت مراسم دعا برگزار کرده بودند.

با این وجود لیدی گاگا در کنسرت شب گذشته مطابق برنامه‌ی از پیش اعلام شده بر روی صحنه رفت.

این تور پر سر و صدا که قرار است تا ماه اکتبر به طول بیانجامد، ۱۶ اجرا در آسیا، ۲۷ اجرا در اروپا و ۱۷ اجرا در اقیانوسیه خواهد داشت.

تعدادی از ویدئوهای گرفته شده از این کنسرت را که در مقابل دیدگان ۷۰,۰۰۰ کره‌ای برگزار شده در ادامه ببینید:

Click here to view the embedded video.

Click here to view the embedded video.

Click here to view the embedded video.

Click here to view the embedded video.

http://www.facebook.com/plugins/like.php?href=http%3A%2F%2Fbamdadkhabar.com%2F%3Fp%3D2842&layout=standard&show_faces=false&width=450&action=recommend&colorscheme=light&height=35 http://adf.ly/1587888/whostheadmin

افزایش ۶۰ درصدی برندگان ایرانی لاتاری گرین کارت آمریکا

برای نخستین‌بار در سال‌های اخیر، بیش از ۴۴۰۰ نفر از متقاضیان ایرانی برنده قرعه‌کشی کارت سبز آمریکا شده‌اند که این تعداد نسبت به سال قبل  ۶۰ درصد افزایش را نشان می‌دهد. در همین حال به گفته‌ی یک کارمند امور کنسولی وزارت خارجه آمریکا، حدود ۱۰۰۰ نفر از آنان یعنی یک چهارم برندگان کارت سبز برای اجرای مراحل قانونی و سفر به آمریکا به سفارتخانه‌های آن کشور مراجعه نکرده‌اند.

به گفته‌ی خانم سارا گرو (Sarah Grow)، برندگان کارت سبز تنها تا شهریور ماه فرصت دارند که مدارک خود را آماده کرده و برای دریافت گرین‌کارت اقدام کنند. او می‌گوید که «فکر می‌کنیم که آنها هنوز اطلاعی در این مورد ندارند و نمی‌دانند که برنده گرین‌کارت شده‌اند.»

متن گفتگوی فارسی این کارمند وزارت خارجه آمریکا با رادیو فردا را در ادامه بخوانید:

این ایرانیانی که تقاضای گرین‌کارت کرده‌اند، چه طوری می‌توانند مطلع بشوند که اسمشان جزو برندگان هست یا خیر؟

آنها وقتی که سال گذشته از طریق اینترنت اقدام کرده‌اند، در همان صفحه اولیه ثبت نام‌شان یک شماره وجود داشت که باید با آن شماره به صفحه ما مراجعه کنند و در این مورد اطلاعات بگیرند.

خانم گرو آیا ایرانیانی که از شهرهای مختلف ایران برای شرکت در قرعه‌کشی گرین‌کارت مراجعه کرده‌اند، می‌توانند از طرق دیگری مثل تلفن یا ایمیل با شما تماس بگیرند و بفهمند که برنده گرین‌کارت شده‌اند یا خیر؟

متاسفانه نمی‌توانند. تنها راهی که می‌توانند اطلاعات بگیرند از طریق اینترنت است.

وزارت خارجه هم با این گروه از ایرانی‌ها تماس نمی‌گیرد که به آنها اطلاع بدهد که برنده گرین‌کارت شده‌اند؟

نه، ما تماس نمی‌گیریم، آنها باید با ما تماس بگیرند.

شما اشاره کردید که بیش از چهار هزار ایرانی در مسابقه لاتاری امسال برنده شده‌اند، ولی در گزارش‌هایی که وزارت خارجه آمریکا در سال‌های پیش از این قرعه‌کشی ارائه داده‌است، دو تا سه هزار نفر ایرانی برنده این قرعه کشی بوده‌اند. چرا امسال این رقم تا این حد زیاد شده است؟

درست می‌گویید. این یک افزایش چشمگیر است. سال گذشته یعنی سال ۲۰۱۱، تقریبا دو هزار و ۸۰۰ نفر برنده شدند ولی امسال یعنی در سال ۲۰۱۲ چهار هزار و ۴۰۰ نفر برنده اعلام شده‌ است. دلیل این است که از امسال کشور بنگلادش از این برنامه حذف شده‌ است. تا سال ۲۰۱۱ کشور بنگلادش که یک کشور خیلی بزرگ است، هر ساله تقریبا سه یا چهار هزار ویزا دریافت کرده‌است. ولی چون امسال بنگلادش از این برنامه حذف شده، جاهای برندگان این کشور به ایران تعلق گرفته‌اند.

خانم گرو، مراحل قانونی که برندگان ایرانی گرین‌کارت باید طی کنند چیست و چه مدت طول می‌کشد که بتوانند گرین‌کارت‌شان را دریافت کنند؟

این یک موضوع خیلی مهم است. الان فقط شش ماه باقی است. کسانی که برندگان این قرعه‌کشی هستند تا روز ۳۰ سپتامبر – یعنی شش ماه دیگر- وقت دارند و به همین دلیل است که من تاکید می‌کنم که باید فوری با ما تماس بگیرند.

باید به همان صفحه اینترنتی که به آن اشاره کردم مراجعه کنند و با مرکز کنسولی در آمریکا تماس بگیرند و دو فرم را پر کرده، ارسال کنند. اسم این فرم‌ها DS-230 و DSP-122 است. بعدا آن مرکز در آمریکا به آنها اطلاع می‌دهد که لازم است در مرحله بعدی چه مدارکی را تهیه و ارسال کنند.

این مراحل چقدر طول می‌کشد؟

برای کسانی که الان تماس می‌گیرند تقریباً یک ماه طول می‌کشد.

http://www.facebook.com/plugins/like.php?href=http%3A%2F%2Fbamdadkhabar.com%2F%3Fp%3D2832&layout=standard&show_faces=false&width=450&action=recommend&colorscheme=light&height=35 http://adf.ly/1587888/whostheadmin

نگهداری کاوه رضایی، فعال دانشجویی محروم از تحصیل در بند قرنطینه زندان عمومی کرج

کاوه رضایی

کاوه رضایی، فعال حق تحصیل که روز ۵ اردیبهشت‌ماه جهت سپری کرده محکومیت ۱۸ ماه حبس تعزیری خود را به دادگستری هشتگرد معرفی کرد، بر خلاف انتظار خانواده و وکیلش به ندامتگاه مرکزی کرج منتقل شده است.

به گزارش بامدادخبر و به نقل از تارنمای «جمعیت مبارزه با تبعیض تحصیلی»، اتقال کاوه رضایی به زندان مرکزی کرج که از شرایط مناسبی برخوردار نیست در حالی صورت می‌گیرد که زندانیان سیاسی استان تازه تاسیس البرز، معمولا در زندان رجایی‌شهر (گوهردشت) نگهداری می‌شوند.

بر اساس این گزارش، کاوه رضایی، هم‌اکنون پس از چهار روز در بند قرنطینه‌ نگهداری می‌شود و در صورت انتقال او به یکی از بندهای عمومی، وی باید یک سال و نیم حبس خود را در میان زندانیان عادی بگذراند.

محکومیت این فعال دانشجویی در شعبه اول دادگاه انقلاب کرج و به اتهامات «اقدام علیه امنیت ملی»، «تبلیغ علیه نظام» و «توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی» صادر شده است.

http://www.facebook.com/plugins/like.php?href=http%3A%2F%2Fbamdadkhabar.com%2F%3Fp%3D2828&layout=standard&show_faces=false&width=450&action=recommend&colorscheme=light&height=35 http://adf.ly/1587888/whostheadmin

خلایق را از براندازی ولایت فقیه می‌ترسانند

مجید محمدی

یکی از دوستان امریکایی از من پرسید که مافیای ایران چه می‌کند و چرا ما خبری از آن نمی‌شنویم. پاسخ دادم که شما هر روز از آن می‌شنوید. مافیای ایران در قدرت است و هر چه بخواهد می‌کند. لات‌ها و اراذل و اوباش امروز در مقام رئیس دولت و دادستان و رئیس قوه‌ی مقننه و قضاییه و دیگر دستگاه‌های اجرایی دارند فعالیت می‌کنند و عناصر عملیاتی مافیا در مقام فرماندهان سپاه و نیروی انتظامی هستند. این اراذل و اوباش کشوری را اشغال کرده و غیر از تاراج منابع کشور از تک تک شهروندان (از مجرای صادرات و واردات، قاچاق، پیمانکاری‌ها، شرکت‌های دولتی تملیک شده) باج می‌گیرند.

در ایرانِ تحت حکومت جمهوری اسلامی، عده‌ای اراذل و اوباش کشوری را اشغال کرده و نمی‌گذارند کسی نفس بکشد و کسانی که شجاعت اعتراض داشته‌اند به زندان افتاده یا کشته شده‌اند. عده‌ای از معترضان نیز با علم به سبعیت این اراذل و اوباش به خارج گریخته‌اند تا در آزادی به زندگی خود ادامه دهند یا سخنان خود را بگویند (حیرت انگیز سخنان کسانی است که از چنگ این اراذل و اوباش گریخته‌اند و هنوز به جمهوری اسلامی و قانون اساسی آنکه نظام ولایت فقیه را بنیان گذاشته باور دارند). وقتی می‌گویم اراذل و اوباش دقیقا معنای لغوی آن را مد نظر دارم. امروز کسانی که بر ایران حکم می‌رانند اغلب همان‌ها هستند که روزی در خیابان با چوب و چماق به جان مردم می‌افتادند یا در طرح‌های ترور داخل و خارج کشور مشارکت داشته‌اند. شاید در دوره‌ای می‌شد حساب برخی از مقامات را با اراذل و اوباش جدا کرد اما امروز غیر ممکن است. خامنه‌ای تنها به همین افراد اعتماد دارد و به همان‌ها اتکا می‌کند.

انزواگرایی به نفع اوباش

اما دو گروه هستند که مخالف هر گونه دخالت دیگران در شرایط مردم تحت ستم این اراذل و اوباشند: گروهی که خود از دست این اراذل و اوباش گریخته‌اند و گروهی دیگر که یک ساعت تحت ستم آن‌ها زندگی نکرده‌اند. آن‌ها که از چنگ این اراذل و اوباش گریخته‌اند ولی با بخشی از اراذل و اوباش سابقه‌ی دوستی دارند یا در یک دوره از یک جنس بوده‌اند (به واسطه‌ی بچه محل بودن و رفاقت) به جای تمرکز بر زندگی تاسف بار افرادی که تحت حکومت اراذل و اوباشند در جامعه‌ی جدید به یاد مشکلات جامعه‌ی جهانی و امپریالیسم و مللی مثل لیبی و یمن افتاده‌اند و در عین حال مخالفان نظرات خود را همسو با بیگانه می‌نامند. معلوم نیست چرا وقتی در زیر ستم اراذل و اوباش هموطن خود بودند به یاد این موضوعات نمی‌افتادند. مگر مشکلات لیبی و یمن و مصر در سال ۲۰۱۱ خلق شدند؟

گروه دیگر اصولا دغدغه‌ی مسائل و مشکلات مردم تحت ستم را ندارد و مبارزه‌ی ضد امپریالیستی برای آن یک مغازه‌ی بزرگ است. مغازه بودن این مبارزه را از اتهام زنی به مخالفان خود به عنوان ستون پنجم دشمن می‌توان متوجه شد. هر دو گروه از ردای ضد امپریالیستی و مبارزه‌ علیه جنگ و تحذیر از تجزیه طلبی برای پیشبرد اهداف سیاسی خویش یعنی جلب مشروعیت سیاسی برای کسب قدرت، ثروت و منزلت اجتماعی استفاده می‌کنند بدون توجه به ستمی که بر خلائق می‌رود.

غش کردن به طرف دیکتاتور‌ها

مبارزان عرصه‌ی جهانی که فراموش کرده‌اند از کجا آمده‌اند به جای تمرکز بر رفتار دیکتاتوری‌های ایران و سوریه و چین و روسیه و همپیمانان آن‌ها صرفا بر مبارزه با دول برآمده از دمکراسی‌ها تحت عنوان دول امپریالیستی همت گذاشته‌اند و از این تز انزواگرایانه دفاع می‌کنند که ملت‌ها خود باید به تنهایی منجی خویش باشند. برخی از آن‌ها همانند اشغالگران وال استریت یک ساعت زیر سایه‌ی ولایت فقیه زندگی نکرده‌اند تا به درستی معنی استبداد را متوجه شوند و آن را با زندگی در کشورهای غربی مقایسه کنند. بر اساس این منطق، همه‌ی مبارزان اروپایی که به اسپانیا رفته و علیه استبداد آن کشور جنگیدند مزدور بیگانه بودند. اگر قرار است صرفا مردم کشور‌ها شرایط خود را تغییر دهند چرا نباید مردم امریکا مشکل امپریالیسم را حل کنند؟ پس این همه عناصر ضد امپریالیست در سراسر عالم چه می‌گویند؟ اگر سیاست خارجی ایالات متحده به همه‌ی دنیا مربوط می‌شود مگر جمهوری اسلامی فقط برای ایران خطر ایجاد می‌کند که آن‌ها که دغدغه‌ی صلح جهانی را دارند جمهوری اسلامی را در پرانتز قرار می‌دهند؟

در این زمینه البته بدون هماهنگی یا با هماهنگی نوعی همصدایی میان این مبارزان و دستگاه‌های تبلیغاتی داخلی کشورهای ضد امپریالیست برای به فراموشی سپردن مسائل ناشی از حکومت اراذل و اوباش به چشم می‌خورد. اراذل و اوباش نیز برای تغییر چهره، خود را ضد امپریالیست و ضد صهیونیست معرفی می‌کنند و با جنبش جهانی چپ فالوده می‌خورند.

نسخه‌ی بی‌عملی

پیشنهاد این مبارزان عرصه‌ی جهانی این است که اولا خود مردم باید به تنهایی با اراذل و اوباش مقابله کنند (در حالی که خود از آن‌ها گریخته و جای دیگری مسکن گزیده‌اند) و ثانیا مخالفانی که از دست این اراذل و اوباش گریخته‌اند باید از کسانی که زیر مشت و لگد اراذل و اوباش داخل کشور هستند یا با آن‌ها مماشات کرده و فالوده می‌خورند در راهبرد و تاکتیک مبارزه پیروی کنند. هر دو پیشنهاد نسخه‌ی بی‌عملی پیچیدن و‌‌ رها کردن کار قیصر به قیصر است. کسانی که برای آب خوردن باید از اراذل و اوباش موجود مجوز بگیرند و تا کسی صدایش در بیاید پنج تا ده سال زندان می‌گیرد چگونه باید به تنهایی اراذل و اوباش را از قدرت پایین بکشند؟

نادیده گرفتن نوع حکومت

گروهی که حاکمان موجود را از جنس اراذل و اوباش نمی‌بینند توصیه می‌کنند که مهم‌ترین اقدامی که باید انجام داد مقابله با قدرت سرکوب نیست، بلکه بلاموضوع کردن این قدرت است: «قدرت سرکوب همیشه نیازمند توجیهاتی برای فعلیت یافتن و به‌ کار گرفته شدن است. هرنوع سیاستی که چنین توجیهی را در اختیار قدرت قرارمی‌دهد، جز به کوبندگی و برندگی قدرت سرکوب کمکی نمی‌کند. یک هدف مهم سیاست اصلاحات، بلاموضوع کردن اعمال این قدرت است و یا درصورت اعمال، هزینه اخلاقی آن را بسیار بالا خواهدبرد.» (عباس عبدی، جرس، ۲۷ فروردین ۱۳۹۱) از جمله سیاست‌هایی که توجیه سرکوب را در اختیار خامنه‌ای و دوستان می‌دهد نفس کشیدن، راه رفتن در خیابان و انجام فعالیت‌های جاری مثل حرف زدن و زندگی است. عملی از مردم عادی هست که حکومت به آن حساسیت نداشته باشد؟ آقای عبدی ظاهرا در سوئیس زندگی می‌کنند و نه تحت ولایت فقیه در سی سال گذشته. البته خودی‌ها و بخشی از سابقا – خودی‌ها چنین احساسی از زندگی در داخل ایران دارند.

رهبر دقیق و روشن

ضد امپریالیست‌های گریخته از چنگال اراذل و اوباش وطنی به جای استقبال از کمک خارجی برای براندازی رژیم اراذل و اوباش از براندازی آن توسط قدرت‌های خارجی ابراز نگرانی می‌کنند و علی خامنه‌ای (رهبر اراذل و اوباش) را برای توهم این تمایل، روشن بین و دقیق نام می‌گذارند. آن‌ها از دول خارجی خواستار امنیت رژیم موجود می‌شوند تا ولی فقیه کمتر احساس ترس کرده و با خیال راحت به سرکوب معترضان داخلی و آتش افروزی در سوریه و عراق و افغانستان ادامه دهد. البته خامنه‌ای در تقویت و روغنکاری ماشین سرکوب در ایران و تقسیم قدرت میان اراذل واوباش دقیق و روشن بین بوده است.

اینان فراموش می‌کنند که در زادگاه آن‌ها سانسور وجود دارد، مردم نمی‌توانند در یک کنسرت موسیقی به طور آزادانه شرکت کنند، مراسم دعا و نماز اگر حکومت نخواهد در خانه‌ها نمی‌تواند برگزار شود، جا به جا برای هیچ و پوچ مردم را در کوچه و خیابان مورد بازرسی قرار می‌دهند، مردم در انتخاب نوع پوشش خود آزاد نیستند و به طور کلی شهروندان هیچ حقی ندارند. ضد امپریالیست‌های ساکن غرب پس از مدتی آزادی‌های موجود در کشور میزبان خود را برای همه جای دنیا فرض می‌گیرند. البته بخش عمده‌ای از این ضد امپریالیست‌ها (مارکسیست یا مذهبی) هنگامی که در ایران بودند نیز مشکل چندانی با تحمیل سبک زندگی روحانیت بر مردم نداشتند و خود‌‌ همان سبک زندگی را داشتند.

تعیین تکلیف برای کسانی که زیر مشت و لگدند

خودخواهی عظیمی است که فردی خود از دست اراذل و اوباش به کشوری دیگر مهاجرت کند اما از برنهاده‌ی عدم دخالت خارجی به هر طریق در امور کشوری اشغال شده توسط‌‌ همان اراذل و اوباش دفاع کند. انصاف حکم می‌کند که این موضوع را به کسانی واگذاریم که در چنگ آن اراذل و اوباش گرفتار هستند. باید با نظر سنجی‌های علمی از مردم آن کشور پرسید که آیا می‌خواهند با کمک خارجی از شر مافیای حاکم رهایی یابند یا نه. کسی که در آزادی زندگی می‌کند چه حقی دارد برای کسانی که زیر چکمه هستند و اراذل و اوباش هر روز زندگی آن‌ها را کنترل می‌کنند تعیین تکلیف کند؟ چرا قربانیان اراذل و اوباش باید هزینه‌ی دیدگاه‌های ضد امپریالیستی کسانی را بپردازند که نه سودای حقوق بشر دارند و نه سودای حقوق مدنی شهروندان عادی را؟ این ضد امپریالیست‌ها اگر با بازداشت رفیق سیاسی خود مواجه می‌شدند فریاد سرکوب بر می‌آوردند اما اگر پسر یا دختر جوانی در خیابان از بسیجی‌ها کتک می‌خورد ککشان هم نمی‌گزید و نمی‌گزد.

اینان حتی با تحریم‌های نفتی که بدون آن سالانه ده‌ها میلیارد دلار به جیب سرداران سپاه و روحانیون آریستوکرات سرازیر می‌شود مخالفت می‌کنند. از حدود ۱۰۰ میلیارد دلار درامد سالانه‌ی نفت، تنها حدود ده درصد صرف خرید کالاهای ضروری مردم مثل غذا و دارو می‌شود و تنها نیمی از آن برای به گردش آوردن چرخ کارخانه‌ها و اقتصاد داخلی کافی است. بقیه خرج جاه طلبی‌های نظامی جمهوری اسلامی و فساد می‌شود. اگر واردات نفت کشور به نصف کاهش یابد خللی به گذران زندگی شهروندان ایرانی داخل کشور وارد نمی‌شود، به شرطی که صرف باج خواهی اراذل و اوباش نشود.

آزادی بدون هزینه نیست

مبلغان بی‌عملی در برابر اراذل و اوباش داخلی به نمونه‌هایی از هرج و مرج و نقض حقوق بشر پس از سقوط دیکتاتور لیبی یا دیکتاتور عراق اشاره می‌کنند تا معترضان را از قیام علیه خامنه‌ای و کمک گیری از دول غربی برای ساقط کردن آن مایوس سازند. همچنین معترضان را از تجزیه‌ی کشور می‌ترسانند تا حکومت موجود را بر هر شرایط دیگری ترجیح دهند. مبلغان بی‌عملی توجه ندارند که عراق حتی پس از حمله‌ی نظامی و شکاف عمیق میان کرد‌ها، سنی‌ها و شیعیان، و لیبی نیز پس از سقوط قذافی و علی رغم ساختار قبیله‌ای تجزیه نشدند. اینان به تفاوت نقض سازمان یافته‌ی حقوق بشر (توسط دولت‌ استبدادی) و نقض موردی آن توسط افراد (در دوره‌ی کوتاهی پس از سقوط دیکتاتور) توجه نمی‌کنند. کسانی که امروز تصویر سیاهی از لیبی و عراق ارائه می‌کنند شایسته است در کنار موارد منفی از خود مردم لیبی و عراق بپرسند که آیا همین وضعیت موجود را بر حکومت قذافی یا صدام ترجیح می‌دهند یا خیر.

.

.

منبع: خبرنامه گویا

http://www.facebook.com/plugins/like.php?href=http%3A%2F%2Fbamdadkhabar.com%2F%3Fp%3D2811&layout=standard&show_faces=false&width=450&action=recommend&colorscheme=light&height=35 http://adf.ly/1587888/whostheadmin

Sehnsucht

Sehnsucht

Mich trieb
die Ungeduld,
dich zu sehen.
Ich öffnete die Fenster deines Hauses.

Die Trauerweide hatte
genau wie du
ihr Haar weit geöffnet
und ließ es
über die Schultern fallen.

Etwas weiter,
gegen einen Kirschbaum gelehnt,
sah ich dich.
Du lächeltest mir zu.
Im leichten Nieselregen
kämmte der Wind
dein Haar.
Ali Schirsi 15.04.2012

Bookmark speichern oder einem Freund mailen

Facebook
Twitter
studiVZ meinVZ schülerVZ
del.icio.us
email

Sehnsucht

Sehnsucht

Mich trieb
die Ungeduld,
dich zu sehen.
Ich öffnete die Fenster deines Hauses.

Die Trauerweide hatte
genau wie du
ihr Haar weit geöffnet
und ließ es
über die Schultern fallen.

Etwas weiter,
gegen einen Kirschbaum gelehnt,
sah ich dich.
Du lächeltest mir zu.
Im leichten Nieselregen
kämmte der Wind
dein Haar.
Ali Schirsi 15.04.2012

Bookmark speichern oder einem Freund mailen

Facebook
Twitter
studiVZ meinVZ schülerVZ
del.icio.us
email